على ربانى گلپايگانى

187

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

به حمل اولى خبر داده مىشود و از معدوم مطلق به حمل شايع خبر داده نمىشود . اين بيان با عبارت مصنف در نهاية الحكمه « 1 » كاملا هم‌آهنگ است ، ولى با عبارت متن ( بداية الحكمه ) هم‌آهنگ نيست ، زيرا در متن عكس اين مطلب آمده است : « المعدوم المطلق ، معدوم مطلق بالحمل الاولى و لا يخبر عنه و ليس بمعدوم مطلق بل موجود من الموجودات الذهنيه بالحمل الشايع و لذا يخبر عنه بعدم الاخبار عنه فلا تناقض » . به نظر شارح ، هم عبارت نهايه صحيح است و هم عبارت بدايه ، و هردو به يك مطلب باز مىگردند ، توضيح آنكه : وصف اوّلى و شايع گاهى وصف مجموع قضيه واقع مىشوند و گفته مىشود حمل در اين قضيه ، حمل اولى و يا حمل شايع است ، در اين صورت اگر موضوع قضيه مفهوم انسان باشد ، و ما بخواهيم قضيه‌اى تشكيل دهيم كه حمل در آن اولى ذاتى باشد ، بايد محمول آن هم ، همان مفهوم « انسان » باشد ، [ انسان ، انسان است ] ، و در بداية الحكمه ، حمل اولى وصف كل قضيه واقع شده است ، و بر اين اساس گفته‌اند : معدوم مطلق ، معدوم مطلق است به حمل اولى ، يعنى مفهوم موضوع و محمول ، همان معدوم مطلق است ، و شكى نيست كه معدوم مطلق به اين اعتبار ( ذات معدوم مطلق ) ، باطل و پوچ محض است ، و اخبار از آن ممتنع است . و يك چنين ذاتى ، هيچ واقعيتى ندارد ، مگر مصاديق فرضى و تقديرى ، و از مصداق فرضى و تقديرى ، به معدوم مطلق به حمل شايع تعبير مىشود و اين همان عبارت نهاية الحكمه است ، و در اين صورت ، حمل اولى و شايع صفت مجموع قضيه واقع نشده است ، بلكه وصف موضوع قرار گرفته و گفته شده است : معدوم مطلق به حمل شايع ، يعنى مصاديق و افراد فرضى معدوم مطلق ، معدوم مطلق هستند ، يعنى باطل الذات مىباشند و اخبار از آنها ممتنع است . براى آنكه اين دو اعتبار كاملا از يكديگر ممتاز گردند بايد در صورتى كه عنوان حمل اولى و حمل شايع وصف مجموع قضيه قرار مىگيرند ، در آخر ذكر

--> ( 1 ) المعدوم المطلق بالحمل الشايع لا يخبر عنه و بالحمل الاوّلى يخبر عنه با نه لا يخبر عنه .